افسانه ی سنگ باران

قدمت سنگ باران در اردبیل و حومه ی آن به بیش از دو هزار سال، به زمان رواج دین زرتشت بر می گردد و با گذشت زمان و ظهور دین مبین اسلام به مرور انجام مراسم طلب باران کمرنگتر شده و یا به گونه ی دیگری عمل شده است.

شواهد نشان می دهد که اسطوره سنگ باران در روستای میناآباد و مناظق دیگری در خوالی آن نیز وجود داشته است به طور مثال کوهی در نزدیکی روستای میناآباد، در سمت شرق آن بنام ((ویَه سقی)) قرار دارد که یک طرف آن دارای شیب تند و به رودخانه منتهی می شود. و از بالای تپه ی آن کوه، روستا بخوبی دیده می شود و در بعضی از نقاط همجوار مانند میرزانق و عنبران نیز محلی بنام ((ویَه هالی)) موسوم و موجود است.

به زبان تالشی اسمای چون ((ویَه سقی)) و ((ویَه هالی)) کلمه ی ((سق)) و ((هال)) هر دو معنی ((سنگ)) را دارند. و کلمه ی ((وُیَه)) با ((ضمه)) به مرور زمان با فتحه واو مصطلح گردیده است که اصل آن با ((ضمه واو) به معنی بارش صحیح است.

مفهوم ((هال)) در اصل ((سنگ بزرگ)) است با توجه به اینکه سنگ مورد استفاده برای طلب بارش در اردبیل نیز خیلی بزرگ بوده تا جایی که مورخان وزن آن را ۲۰۰ من می نویسند. در قدیم رسم بر این بوده که در فصل بارش یعنی پاییز تا بهار، مردم سنگ را به داخل روستا حمل و در محل مخصوص آن جا گذاشته و منتظر باران می شدند. به طوری که این ینگ تا سال های اخیر حدوداً ۳۵ سال قبل در روستا موجود بوده و خیلی از اهالی که در قید حیاتند آن را دیده اند که در جوار مرقد مطهر ((بابا حمزه)) قرار داشته، به یقیین همان سنگ بارانی بوده که با توجه به تقدّس دیرینه ای که در نزد مردم اهالی داشته اخیراً جهت معالجه بعضی از امراض به آن سنگ پناه می بردند.

((تیمور لنگ)) در زمانی که می خواست از اردبیل گذر کند در کتاب خاطرات خود می نویسد: ((در موقع توقف در اردبیل چیز عجیبی دیدم که سنگی در خارج شهر به اسم سنگ باران! سکنه اردبیل به من گفتند اگر آن سنگ را در فصل باران از خارج شهر به درون شهر بیاورند و در میدان مرکزی جا بدهند باران شروع خواهد شد و بعد از اینکه سنگ را از شهر خارج کنند باران قطع می گردد. بعد ادامه می دهد که من از حکمت آن کار اطلاع حاصل نکردم و مردم سهر هم نتوانستند به من بگویند که در آن سنگ چه کیفیت هست که ورود و خروج آن سبب آمدن باران و قطع آن می شود .)) (منم تیمور جهانگشا، ترجمه ذبیح اله منصوری)

در نوشته ها و یادداشت هایی از سیّاحان و کتب مورخانی همچون سفرنامه حمداله مستوفی، روضه الصفا خواندمیر و اردبیل در گذرگاه تاریخ به قلم بابا صفری و … به وجود سنگ باران و اعتقادات مردم منطقه برای طلب باران پرداخته اند. به سبب گذر زمان برخی رسوم و باورهای عمومی کم رنگ تر شده و یا شکل و شیوه ی جدیدی به خود گرفته اند که مهمترین آن برپایی مراسم ((چمچه زنان)) برای طلب باران است.

در سال های اخیر در روستای میناباد که خیلی ها دیده اند و به یاد دارند که برای طلب باران زن ها و دختران با گرفتن قاشق چوبی به دست و با کولیدن آن بهم و یا خواندن اشعاری در کوچه ها براه می افتادند و در هر خانه ای که می رفتند از آن ها ((پایی)) یا ((سهمی)) برای پخت غذا می گرفتند و پس از جمع آوری وسایل و مواد پخت غذا، شروع به پختن غذا می کردند و همه ی اهالی از آن ((احسان)) بهره مند می شدند.

 » همتعلی مرسلی

برداشت از نشریه فرهنگ نمین

مطالب مرتبط

یک نظر

  1. mojtaba ۰۹ بهمن ۱۳۹۲۰۹ بهمن ۱۳۹۲ گفته:

    با سلام
    اگر مایل به تبادل لینک هستید سایت ما را با عنوان (روستای سرسبز زیده) و آدرس (www.zideh.ir) لینک کنید سپس به ما خبر بدهید تا ما نیز لینک شما را در سایت قرار بدهیم

*

*

Top