فرهنگ ازدواج تالش نشینان،سه روز عروسی ، بخش دوم*

۳-۳- عروسی : عروسی طی سه روز انجام می پذیرد و هر روز آیین مخصوص به خود را دارد و در گذشته خیلی باشکوه تر و مفصل تر برگزار می شد  و برای ایجاد شادی و نشاط بیشتر مجلس عروسی از گروه ارکستر ( عاشقان) نیز استفاده می شود.

۱-۳-۳-روز اول  « اُلَت باردِه یا رخت بری » : در این روز عروس و داماد به همراه چندین زن دیگر که اغلب خواهران آنها می باشند، جهت رخت گزینی ( خرید لباس و سایر لوازم) به شهر رفته و بعد از خرید ، هدایایی برای یک یک یا چند تن از زنان فامیل خود به عنوان      « خلعت» خریداری می نمایند و اکثر اختلافات قوم و خویشی نیز گاهی بر سر تعداد     خلعت ها صورت می گیرد و می توان گفت که زیربنای تمام ناراحتی ها این رسم بد می باشد.

          بعد از ظهر این روز لوازم و وسایل خریداری شده را به خانه عروس برده تا آنها را به زنانی که جهت شرکت در این مجلس قبلاً دعوت شده اند، نشان داده و تحویل خانواده دختر می دهند و ضمن نشان دادن یکایک لوازم خریداری شده به مهمانان ، آنان نیز « مبارکباد» می گویند و بعد از این کار به هر کدام از حاضران مقداری کشمش یا بیسکویت داده می شود و آنها نیز هدایای نقدی و یا جنسی تقدیم می دارند و همه این هدایا متعلق به عروس می‌باشد.

۲-۳-۳-روز دوم « پَسِ بِرز باردِه یا گوسفند و برنج بردن»: همانطور که از اسم آن پیداست، در این روز از طرف داماد یک رأس گوسفند و مقداری برنج و سایر ملزومات به خانه عروس برده می شود تا خانواده عروس در شب این روز از مهمانان خود به وسیله شام پذیرایی نمایند.

          سپس داماد و همراهان او جهت استحمام به حمام محل با گروهی ارکستر ( عاشقان) برده می شوند و پس از استحمام، دوباره به پیشواز او می روند و در حیاط حمام از داماد و همراهان او با شربت پذیرایی به عمل آمده و یک تکه پارچه بر گردن او آویخته و بعد از رقص و پایکوبی با داماد و همراهان او روبوسی کرده و مبلغی اسکناس به عنوان هدیه به پارچه ای که بر گردن او آویخته شده است ، با سنجاق می چسبانند و این وجوه نیز متعلق به داماد می باشد. سپس داماد و همراهان او به طرف خانه حرکت می کنند و در حیاط خانه یک رأس گوسفند پیش پای داماد ذبح می کنند و بعد از صرف نهار بر دست و پای داماد حنا می گذارند و لباس نو به او می پوشانند و شب این روز نیز داماد و همراهان او برای شام به خانه عروس می روند و بعد از صرف شام یکی از زنان فامیل عروس مقداری آب گرم و حوله و لگن می آورد تا داماد دست های خود را با آن بشوید و داماد نیز در ازای این محبت مبلغی پول به او هدیه می کند.

          همراهان داماد نیز باید طی این سه روز مواظب داماد و وسایل شخصی او باشند تا توسط افرادی به سرقت نروند زیرا اگر کفش ها یا کت یا چیز دیگری از داماد ربوده شوند باید جریمه ای پرداخت کنند و جنس سرقت شده را تحویل بگیرند.

          وقتی که مدعوین شام را صرف کردند به رقص و پایکوبی پرداخته و بر دست و پای عروس حنا می گذارند و پسر بچه ای را وادار می کنند تا از کف دست عروس مقداری حنا بردارد. زیرا چنین عقیده دارند که این عمل باعث می شود که اولین فرزند عروس خانم پسر باشد.

فرهنگ ازدواج تالش نشینان،سه روز عروسی ، بخش دوم*

فرهنگ ازدواج تالش نشینان،سه روز عروسی ، بخش دوم*

۳-۳-۳-روز سوم « وَیی واردِه یا عروس آوردن »: در گذشته در این روز هنگام عصر مردم و جوانان روستایی در میدان مرکزی روستاهای خود جمع می شدند و مبارزه جوانان و مردان را در ورزش کشتی که توسط آهنگ رزمی گروه عاشقان همراهی    می شد، تماشا می کردند ولی امروزه این رسم دیرینه منسوخ گشته است. بعلاوه در گذشته چنین مرسوم بود که در این روز بعد از برگزاری مسابقه کشتی ، همراهان داماد « ساقدوش یعنی همراه طرف راست که حتماً باید متأهل باشد، زیرا او مسئولیت راهنمایی داماد را در مورد نحوه عمل در حجله برعهده دارد و باید فردی مجرب باشد- سولدوش یعنی همراه طرف چپ که یک مجرد است » بر اسبی که قرار بود عروس را با آن به خانه داماد بیاورند ، سوار می شدند و در کوچه های روستا به تاخت و تاز می پرداختند و جوانان روستایی نیز با های و هوی کردن و سوت زدن آنها را تشویق می کردند. این رسم نیز به ورطه فراموشی سپرده شده و اجرا نمی شود.

اما امروزه نزدیک های غروب خانواده داماد به همراه سایر روستائیان و در حالی که گروه عاشقان نیز در حال نواختن است ، رقص و پایکوبی کنان به خانه عروس رفته و مدتی را در حیاط خانه عروس بدین منوال می گذرانند و عده ای نیز مأمور حمل جهیزیه عروس می‌شوند و افرادی نیز از خانواده عروس بر روی اسباب و اثاثیه و وسایل جهیزیه می نشینند و از نماینده داماد هدیه می طلبند و نماینده داماد نیز مبلغی به هر کدام از آنها می پردازد و وسایل را به بیرون حمل می کند. در حین حمل نیز سعی می کنند که کالایی اضافی علاوه بر جهیزیه عروس با خود بردارند و هر چه قدر این کار با مهارت انجام گیرد و کسانی از خانواده عروس متوجه نشوند، خوش یمن تر خواهد بود.

در اندرون خانه نیز عروس با خانواده خود و دوستان و همسایگان خداحافظی می کند و حلالیت می طلبد تا اینکه وقتی عروس برای حرکت کردن آماده شد، برادر داماد وارد اندرون شده و در حالیکه عروس خانم بر بالای تشتی و یا چهارپایه ای ایستاده است و پارچه قرمز رنگی را بر سر او انداخته اند( دوآق) مبلغی پول در داخل پارچه ای می گذارد و به دور کمر عروس می بندد و بعد از آن یک اسکناس بر روی پارچه ای که بر سر عروس انداخته اند با سنجاق می چسبانند و کلاهی بر سر می گذارند و آن را از سر خود برداشته و بر سر عروس می گذارند و این عمل را سه بار تکرار کرده و جملاتی را بدین مضمون تکرار می‌کنند:

« عروس ! عروس ! دختر عروس!  هفت پسر می خواهم از تو ، آخرین بچه ات دختر باشد ، ای عروس! » و بعد از این کار دست عروس را گرفته و حرکت می کنند و قبل از خروج عروس از منزل قرآنی را بر بالای در بر سر او گرفته اند، بوسیده و برای حرکت نهایی به حیاط خانه آورده می شوند. در گذشته عروس را با اسب به خانه داماد می بردند ولی امروزه بیشتر از وسایل نقلیه موتوری و به ویژه اتومبیل استفاده می شود و پس از سوار شدن عروس بر اسب یا اتومبیل پسر بچه ای را نیز جلوی او می نشاندند به این خاطر که فرزند اول او پسر باشد و زنی هم در حالی که چراغی در دست دارد او را همراهی می کنند. « آندَه نَه ژِن » و این زن نیز سفارشات لازمه را به عروس و داماد در مورد نحوه عمل در شب زفاف می نماید.

زمانی که اتومبیل یا اسب حامل عروس به نزدیکی خانه داماد می رسد ، توقف می‌کند و باید داماد بر بالای بام خاانه خود بایستد و سه عدد سیب قرمز رنگ را که یکی از آنها علامت گذاری شده است به طرف عروس پرتاب کند و هر کسی که سیب علامت گذاری شده را بگیرد و به داماد تحویل دهد هدیه ای دریافت خواهد کرد چرا که عقیده بر این است که سیب اول را باید عروس و داماد تناول کنند تا خوشبخت شوند.

پس از پرتاب سیب ، عروس وارد حیاط خانه داماد می شود و عروس و داماد در گوشه ای از حیاط قرار گرفته و مادر داماد مقداری نقل و شیرینی بر سر او می پاشد و  به رقص و پایکوبی می‌پردازند و بعد از آن عروس را به داخل خانه هدایت می کند. قبل از ورود او به خانه مقداری شکلات بر دست او می گذارند و باید عروس شیرینی ها و دست خود را به سردر خانه بساید و بعد وارد خانه شود. وقتی که عروس وارد خانه شد از نشستن خودداری می کند و باید پدر و مادر داماد و فامیلهای او هدایایی از قبیل « طلا و زیورآلات ، پول نقد، یک رأس دام و یا قطعه زمین » به او هدیه کند و سپس عروس می نشیند و زنان حاضر نقاب و پارچه ای که بر سر او انداخته شده است، بر می دارند و با گرمی از عروس استقبال و پذیرایی به عمل می‌آورند و به رقص و شادی می پردازند تا اینکه شب فرا می رسد و مدعوین و مهمانان به وسیله شام پذیرایی می شوند و هر کدام در قبال دریافت مقداری شیرینی و کشمش مبلغی را به عنوان شاباش ( شادباش) تقدیم کرده و سپس به طرف      خانه های خود به راه می افتند.

مضافاً اینکه قبل از اینکه عروس به خانه داماد آورده شود ، یکی از نزدیکان داماد پیش سید  یا دعانویس محل رفته و از او می خواهد که عروس و داماد را از آسیب دشمنان مصون بدارد. او نیز چاقویی را باز می کند و دعا و وردی را می خواند و چاقو را می بندد و آن چاقو را به داماد می دهند. چرا که عقیده دارند ممکن است دشمنان و حسودان داماد و عروس زودتر از آنها این کار را انجام داده و عروس و داماد را قفل کنند و مانع پیروزی و سرافرازی آنان در شب زفاف در اتاق حجله شوند.

منبع:تالش نشینان بخش عنبران،دانشمند جهانگیری میناآباد

مطالب مرتبط

یک نظر

  1. Datam ۱۰ دی ۱۳۹۱۱۰ دی ۱۳۹۱ گفته:

    ba salam va dast marizad bekhatere seri maghalate aroosi dar farhange taleshi. khaheshi dahtam inke lotfan maghaleyi ro be adabo rosom hana-bandan dar aroosihaye taleshi ekhtesas bedin. va inke ax, ahang ya video ham to maghalateton begojonid.
    ba tashakor.

*

*

Top