فوتبال میناباد بیمار است

خاطرات همه ما جوانان دهه شصتی عجین شده است با فوتبال. با تیم با مسمایی چون “وحدت میناباد”.
زمانیکه شبهای رمضان در سالن شهماری نمین زیر باران فحش و تحقیرها به عشق میناباد، تیممان را تشویق می کردیم. به راستی که نسل طلایی فوتبال آنها بودند. بازیکنانی که با عشق به توپ ضربه میزدند و با تعصب و بدور از خشونت بازی میکردند.
شبهایی بودند که در حسرت جام رمضان و آن پنالتی های فراموش نشدنی و آن ضربه پنالتی ناامید کننده “فرشاد” و آن شعار معروف “عایق کیمیا” کام همه ما عاشقان میناباد را تلخ می کردند تا با چشمانی اشک بار منتظر سال بعد و جام رمضان بعد باشیم. فوتبال در میناباد یک هویت بود و اسم تیم وحدت لرزه بر اندام همه رقبا می انداخت.
اما آن نسل طلایی، آن بازیکنان اخلاق مدار و عاشق فوتبال چند صباحی ست که بازنشسته شده اند. جایشان را نسلی گرفته است که طاقت باخت را ندارند. نسلی که فکر میکند چون میزبان است هر کاری که دلش خواست میتواند بکند و هر خطایی که دلش بخواهد مجاز به انجام دادن است.
نسل امروز فوتبال میناباد فرزند ناخلف نسل طلایی ای است که مظلومانه میجنگید،مبارزه می کرد، دلش میشکست اما پا پس نمیکشید. حتی اگر بازی را می باخت اخلاق را نمی باخت.

اما این روزها در بازی نیمه نهایی جام نوروز وقتی تیم می بازد، شاهد انواع بی اخلاقی هایی می شویم که از طرف بازیکنان رخ می دهد. بازیکنانی که با پیراهن های “طهماسب”، “جواد” ،”محرم” “سراج”، “پرویز” و …. به میدان می روند. بدون اینکه ذره ای از توانایی های فوتبالی و ویژگیهای شخصیتی آنها را داشته باشند.

فوتبال در میناباد بیمار است….
“پیام نگهبان”

۱۱ فروردین/۹۵

کانال میناباد در تلگرام: Http://Telegram.me/minabad

مطالب مرتبط

یک نظر

*

*

Top